میگن اینروزامصادف بادومین سالگردخروج شادمهرازایران.همه تون شادمهرروحالااگه شده تاحدودی میشناسین.ازقرارمعلوم متولدسال1351درتهران هستش ودرس موسیقی خونده,پدرش رو چندسالی میشه ازدست داده و دوتاازبرادراش افتخارشهادت درجنگ تحمیلی رو پیدا کردند.ویولن سازاصلی وتخصصیشه ,هرچندتونواختن گیتارهم استاده(میگن گیتارشادمهر پرودنسیوسایزکه درحدود700یا800هزارتومن قیمت داره)اینباریکی گفته که ایشون به صدای اصفهانی و افتخاری علاقمند بوده(صحت وسقمش به گردن اونایی که گفتن)اولین کارباکلامش ترانه ی معبودبوده باشعری ازبامدادجویباری (همونی که میگه:اگرروزی رسددستم به دامانت/کنم جان را به قربانت/ولی بی لطف و احسانت چگونه/شوم ناخوانده شوم مهمانت چگونه/تومعبودمنی بگذاردادازدل بگیرم/پناهم ده که برسقف حرم منزل بگیرم/تودریایی ومن غریق مانده درباران/توفانوس رهم شوتاره ساحل بگیرم)واولین کاست باکلامش کاست مسافربوده,که ازنظرموسیقی حرف نداره اما حیف که ازنظرمحتواچیزخاصی برای گفتن نداره,همونچیزایی که اونوریها دارن شونصدسال تموم دادمیزنن روتکرارمیکنه.البته ترانه ی یاس رو باید یک استثنا براین کاست دونست(همونیکه میگه:یه روزیه باغبونی /به مرداسمونی/نهالی کاشت میون/باغچه ی مهربونی)شایدبشه گفت هدف ازاجرای این کار دریافت راحت ترمجوزکاست بوده تاانجام یک کارباباورقلبی.کاست دهاتی دیگه ارتفاع پست کارای شادمهره,فروش عالی اما خوب بی محتوا و حتی اینباربه دورازظرافتهایی که توموسیقی مسافر میشنیدیم.یکی ازدلایل فروش بسیاراین کاست سروصدای زیادی بودکه راجع به مجوزکاربه پاشده بود.که بالاخره باامضانهایی وزیروقت ارشاد کاست مجوزمیگیره.اجراوپخش غیرقانونی فریباشادمهررودچارمشکل میکنه,به کاست جدیدشادمهربه نام آدم وحوامجوزداده نمیشه .شادمهرراهی جزتکذیب ندیدوادعاکردافرادی به قصدضربه زدن به ایشون صداشو تقلیدکردن وبه اسمش بیرون دادن.این شدکه شادمهردیگه ممنوع الفعالیت شد.وچاره ی کاررودراین دیدتابه کانادا مهاجرت بکنه.خودش مدعیه که نرفته به لس آنجلس که ازموسیقی لس آنجلسی بدورباشه اما به نظرمیرسه این ادعاشون چیزی درحدهمون تکذیب اجرای ترانه ی فریبابوده باشه(شادمهرتواولین کنفرانس صوتی اینترنتی اش درکانادا به اجرای ترانه ی فریبااعتراف میکنه)تاواقعیت.مگه لس آنجلسی شدن شاخ ودم میخواد؟آدم وحواکه متولدایران بوددرکاناداپخش میشه چیزی درحدمسافر(توجه داشته باشیدکه کارای شادمهراصولاازنظرمحتواهیچ جای بحث نداره,همشون به اشکال مختلف دارن ازعشق به یه جنس مخالف و پدرسوختگیهای بعضی از این جنسهای مخالف حرف میزنن)اماخیالی نیست کاملا غربی است اما چیزجدیدی نداره ادامه راه شادمهر,بیشترازاینکه سی دی اوریجینال به فروش برسه کپی سی دی به فروش میرسه تاضربه ایی سخت باشه برای شادمهر.اماباآدم فروش شادمهردیگه به ته خط رسیدبعبارت دیگه میشه گفت به بن بست,ویه عقب گرد.آدم فروش ضعیفترین آلبوم شادمهرمحسوب میشه.طوری که حتی طرفداراش معترض شدن(کافی بودتا نظرات اعضاگروه رسمی شادمهر تویاهو رومیخوندی).جان کلام اینکه خروج شادمهرازایران نه براش موفقیت موسیقایی آوردنه موفقیت مالی,وتنهاتونست یه عده ایی رو به شهرت وپول برسونه.چی؟....خوب بله یوسف شاهپذیریکی ازاین آقایونه.عنصری که برخلاف اونچه که خودشو هنرمندمیدونه چیزی ازهنردروجودش نیست.شاهدمدعای این آقاکاورآلبومهای خیالی نیست وآدم فروشه.نمیدونم اینکه عکس یه سوسک روبذاری روچهره ی آقای مرادخانی رییس مرکزموسیقی هنرکردی؟(بعضی ها بدجوری عقده ایی ان)فقط کافیه بریدتوسایتهاووبلاگهای طرفدارشادمهرتاسایه ی سنگین شاهپذیر بر شادمهرروببینین.اگه بخوام بگم هوووووووو

یه جایی خوندم که دکتراصفهانی راجع به شادمهرگفته:درموردشادمهربایدبگویم که من بیشترکارهای شادمهررودوست ندارم ولی چه میشودکردخودش که میگویدکارهای خوبی است.ولی خودشادمهرروازصمیم قلب دوست دارم وبه اوعلاقمندم به شادمهرگفتم که توبایدهمان سبک گل یاس راادامه می دادی امااومتاسفانه درمسیری دیگری قرارگرفت(صحت وسقمش به گردن اونایی که گفتن )

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸۳


پاسخی ديگر

پاسخ خانم ریحانه جعفری به وبلاگ پرویزمشکاتیان

http://analotika.persianblog.ir

(1

سلام. سال نو مبارک.من این پیامها را با کسب اجازه از آقای حسنی می نویسم.و امیدوارم این فرد گرامی که باعث شدند این یادداشتها به وجود بیاید حتما کمی در خلوت خود به رفتار زشتشان فکر کنند که همگی امیدواریم این خلوت باعث بهبودی رفتار ایشان گردد.با عرض معذرت من 10 نکته را درباره مطالب ایشان می نویسم.

(2

 خدا را شاکرم که هیچوقت جای آقای شجریان نیستم.همچنین خوشحالم که جای مردم بم هم نیستم که اگر بودم حاضر بودم بمیرم ولی با منت چیزی دریافت نکنم.اگر ایشان واقعا قصد کمک به مردم بدبخت و بیچاره بم را داشت چرا اینقدر دعوا و کشمکش به راه انداخت.اگر سالن دلخواه ایشان برای اجرای کنسرت فراهم نشد.اگر استادیوم آزادی به ایشان داده نشد که برنامه ای اجرا کنند.چرا ایشان اندکی به خاطر این مردم غرورش را پایین نیاورد.به خدا اگر ایشان در وسط یکی از میادین اصلی تهران می ایستاد و اصلا هم چیزی نمی خواند همین مردم با جان و دل به خاطر ایشان کمک می کردند

 (3

-در مورد مطلبی که درباره آقای معلم گفته بوديد من هيچ چيزی متوجه نشدم.ولی متاسفم که بعضيها اينقدر راحت برای ديگران پرونده سازی می کنند.می دانيد ايشان خيلی راحت می تواند از شما اعاده حيثيت کند؟

(4

افرادی که شما آنها را بی و سر و پا خطاب کرديد شاگردان همين استاد شما بودند.بهتر است کمی به سلايق ديگران احترام بگذاريد.چون اين برای استاد شما هم بد خواهد بود که طرفدارانی چون شما دارد

(5

متاسفم که طرفداران استاد شما اينقدر بی ادب هستند.جملاتی که در خفايای ذهن سنگواره ای آنها در خانه و خانواده مدام تکرار می شود در محيط عمومی وبلاگ هم با کمال وقاحت بيان می شود.من اگر جای استاد شما بودم طرفدارانم را گزينش می کردم.چون اين به شخصيت استاد شما هم خدشه وارد می کند

(6

برای من هم جالب بود که کسی که در ابتدا با خواهش می خواهد که مطالبش را بخوانند وقتی می بیند با منطق روبرو شده از پاسخ دادن کناره گیری می کند.متاسفانه این رفتار همه سنتی گرایان است که وقتی می بینند دیگر دورانشان به سر آمده به جای باز بینی در رفتارشان دیگران را با صفات ناپسند توجیه می کنند چون نمی دانند که به قول فارابی روزی که توجیه زاده شد منطق مرد

(7

یادم هست همان روزهایی که تازه هنرمندان وارد صحنه شده بودند تا به مردم بم کمک کنند شبکه 6 گزارشی از خانه هنرمندان نشان می داد.گزارشگر به سراغ استاد شما رفت و از ایشان پرسید برای مردم ایران چه پیامی دارید؟و ایشان با بی تفاوتی گفتند من پیامی ندارم.درست است چون مردم ایران لیاقت صدا و هنر ایشان را ندارند چون طبع ایرانیها اینقدر بالاست که می فهمند کسی که تا دیروز به دست همین مردم به اینجا رسیده حالا آنها را فراموش کرده .که اگر همین وضع ادامه یابد مردم آن فرد را فراموش می کنند

(8

و درباره پیام شخصی با نام رها.ای کاش شما دوست عزیز از ادب رها نشده باشید.می دانید تهمت ولد نامشروع زدن به دیگران چه تهمت بزرگی است.می دانید باید آن دنیا ادعایتان را اثبات کنید؟

(9

ما همگی علایق متفاوتی داریم ولی نمی دانم چرا بعضی ها فقط علاقه دارند نظرات خودشان را به زور به خورد دیگران بدهند.ای کاش فقط به حای شعار دادن و دم از با فرهنگ بودن،زدن در عمل هم همین کار را می کردید

(10

هیچیک از ما دوست نداریم محیط وبلاگمان را با حرفهای بیهوده پر کنیم ولی باور کنید این اهمال از خود شماست که فکر می کنید باید فقط حرفهای یاوه زد تا مثلا به قول خودتان حال دیگران را گرفت. از اینکه نکات مرا خواندید سپاسگزارم و امیدوارم در رفتار جمعی ما اصلاحاتی صورت گیرد.

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸۳


اوراباکدام نام می شناسید؟کت استیونس یایوسف اسلام؟

 

استیفن دیمیتری گئورگی بانام هنری کت استیونس یکی ازنام آوران موسیقی انگلستان وجهان به شمارمی آید.خواننده ی مشهورانگلیسی که بیش ازآنکه مردم اورابه عنوان یک چهره ی شناخته شده درزمینه ی موسیقی بشناسند به عنوان یک فعال اسلامی به ذهن می آورنداوکه درجوانی بیش از25میلیون نسخه ازآلبومهایش درجهان به فروش رفته بودوازمحبوبیتی کم نظیردرموسیقی برخوردارشده بود درسال1977به دین اسلام مشرف شدونام یوسف اسلام را برای خویش برگزیدنامی که ازآن پس برآلبومهای اونقش بست

یوسف اسلام درسال1948ازپدری یونانی وازمادری سوئدی درلندن چشم به جهان گشودوتحصیلات مقدماتی خودرادرزادگاه مادرش درسوئدبه پایان بردودردهه ی 60 به انگلستان بازگشت چندصباحی را به کاردررستوران پدرش گذراندوسپس واردکالج همراسمیت شد.ازهمان موقع بودکه تنظیم واجرای قطعات موسیقی محلی را باگیتارشروع کردوکم کم برای خودش شهرتی دست وپاکرد.اودرسال1967اولین کارش رابانام متی وپسرش ضبط کردکه به سرعت موردتوجه قرارگرفت به طوریکه 2ترانه ازاین  آلبوم درجدول 10ترانه برترانگلستان قرارگرفت.به دنبال موفقیت بزرگ آلبوم نخست ,اواقدام به برگزاری کنسرت درسراسرانگلستان کردتااینکه سال بعددومین آلبوم خودرامنتشرکردتااینکه درسال1969دچاربیماری سل شدووضع جسمی چنان به وخامت گرائیدکه پزشکان ازاوقطع امیدکردنداین خواننده محبوب نزدیک به یک سال دربیمارستان تحت مداواقرارگرفت وپس ازکسب بهبودی وجودش دستخوش انقلابی روحانی شدوباعلاقه ائی مثال زدنی شروع به مطالعه درزمینه ی ادیان ومذاهب شرقی کردوازاین پس بودکه  ترانه هایش همگی سویه هائی درونگرایانه پیداکردند

دوآلبوم بعدی اوبرایش موفقیتی خیره کننده درپی داشت تاجاییکه دوترانه ازآلبوم زارع به نامهای دنیای وحشی و پدروپسراوراتبدیل به چهره اول موسیقی محلی درامریکاکردوبرایش جایزه ی مجسمه ی طلایی رابه همراه داشت موفقیتهای کت استیونس درالبومهای بعدی هم ادامه یافت تااینکه درسال1973برادرش دیویدکه می دانست وی چقدرشیفته ی مطالعه پیرامون ادیان مختلف است دربازگشت ازسفری که به خاورمیانه داشت برایش یک نسخه ی قرآن به زبان انگلیسی هدیه آورداوازمطالعه قرآن چنان مبهوت شدکه تحقیقی همه جانبه رادرباره ی دین اسلام شروع نمود وبالاخره درماه دسامبر1977دریکی ازمساجدشهرلندن زسمابه دین اسلام مشرف شدونام یوسف اسلام رابرای خویش برگزیدودرطی دهه ی 80اوازفعالترین چهره های جامعه ی اسلامی انگلستان بودوددرهمین سالهااقدام به تاسیس وراه اندازی یک مدرسه اسلامی کردکه امروزه یکی ازمعتبرترین مدارس اسلامی انگلستان به شمارمی رود.درسال1989وبه دنبال صدور فتوای حضرت امام(ره)درموردسلمان رشدی یوسف اسلام حمایت خودراازامام به صراحت عنوان داشت وهمین موضوع سبب شد تاتحریم هنری اوبه پایه ایی برسد که ایستگاههای رادیوئی امریکاپخش ترانه های اوراممنوع کردند ویکی ازاین ایستگاههای رادیوئی اعلام کردبه کلیه ی کسانی که آلبومهای کت استیونس خودراتحویل دهندنسخه ایی رایگانم ازکتاب موهن آیات شیطانی اهداخواهندکرد

یوسف اسلام درسال1995آلبومی رابانام زندگانی آخرین پیامبرمنتشرکردکه هرچنددرغرب موردبی مهری قرارگرفت درکشورهای اسلامی بااستقبال فراوان روبه روشدوازجمله درکشورترکیه عنوان برترین آلبوم سال رابه خوداختصاص داددرسال1997این خواننده مسلمان انگلیسی وفت خودراصرف آلبومی کردکه کشتارکودکان مسلمان بوسنیائی دربالکان را منعکس می کرداین آلبوم که یک سال بعدمنتشرشدمن توپی ندارم که بغردنام داشت واماازجدیدترین آلبومهای وی آلبوم درستایش آخرین پیامبر نام داشته که نکته ی جالب لوخ فشرده ی این اثرمی باشدکه معطربه بوی گل سرخ می باشدبه نحوی که بابازکردن قاب آن بوی خوش گل سرخ به مشام می رسد یوسف اسلام درپاسخ به این سوال که چرالوح این آلبوم به چنین رایحه ایی آعشته شده است می گوید:گل سرخ نمادوجودمقدس حضرت پیامبراست ورایحه ی گل سرخ عطرحضورایشان است

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸۳