درست مثل سالهای قبل

هميشه اين آخراي سال که ميشه يکبارديگه درست مثل سالهاي قبل به

اين فکرمي افتيم که اي دل غافل ,قافله ي عمرعجب ميگذرد....
هميشه اين روزاروزاي حسرت ووحشت بوده,حسرت اون يه سالي که

ازدست داديم ووحشت اينکه يه قدم ديگه به اون گودال تنگ وتاريک نزديک

شديم.اينروزاکه ميرسه انگاريکي توگوشمون فريادکه چه عرض کنم هي

جيغ ميزنه واون عددلعنتي روکه هيچ جورهم اهل تساهل وتسامح نيست

وقادرنيستي جلوش روبگيري,به يادت ميندازه.به اندازه ي تموم  عيدهايي

که پشت سرگذاشتيم ,به مرگ نزديک شديم.روزي که اون گودال تنگ

وتاريک ديگه کاسه صبرش لبريزشده وميخوادقولوپي يکي روببلعه ,فکرش

هم حسابي تن آدم رو ميلرزونه.پس بايددست به کارشد,انگارهمين

چندروزه ميخوايم تموم داشته هايي که نداشتيم رو داشته باشيم,همه ي

اون چيزايي که ميتونستيم تواين چندساله بدست بياريم اماغفلت کرديم

تاهمچنان اون يه تيکه جامون تنگ وتاريک بمونه.توهمين فکراهستي که

درست مثل سالهاي قبل  اين چندروزه هم ميگذره وزندگي ازاون يکنواختي

وسردي رنگاش درميادورنگارنگ ميشه که دل کندن ازش دل

شيرميخواد.ازاونجايي که طبييعت نوميشه ماهم قراره نوبشيم پس اينکه

بخوايم ازيه گودال تنگ وتاريک که گوشه ي فلان قبرستون جاخوش کرده

حرف بزنيم قطعاماروازاين جريان نوگرايي چندین سال نوري عقب مينداره.بله

روزازنووروزي ازنو....وبازهم به بهونه ي روزنو اون روزاي آخرسال

روازيادميبريم وازاون یه تيکه جاغفلت ميکنيم درست مثل سالهاي قبل...

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٢


پاسخهايی که ديگرپاک نميشوند

سلام.اينم ادامه ی پاسخهام به وبلاگ سنتی کارمون پرويزمشکاتيان.اول ازهمه معذرت ميخوام چون بعذاازالفاظرکيکی استفاده شده ودوم اينکه هيچ قصدبه زيرسوال بردن موسيقی سنتی ندارم بلکه هدفم ازاين نوشته ها شناختن يه چهره ی درنقاب فرورفته و رسواييش هستش 
 من از موقعی يادمه تلويزيون از عصار يه انسانم آرزوست رو با اون تصويرهای شمع پخش می کرده .از اصفهانی هم همون مرد گرتيه و از عبداللهی هم که للا للا . فکر کنم فهميده باشی که استاد نه فقط به خاطر نيومدن سيل و زلزله اين چند سال کنسرت نگذاشتهع بلکه ۱۰۰۱ دلی داره.شجريان هم دل خيلی ها رو تو دستش داره که با يه تحريراش يه عمر زندگی کردن.نميشه گفت الان هيچ کس ديگه سنتی گوش نميده.من يکی که دور صدا و سيما رو از لحاظ موسيقی خط کشيدم.اصلا کلاس کار يکی مثل کيهان کلهر و عليزاده به اين نميخوره که بيان با چهار تا بوگندوی الدنگ سر سالن کنسرت دعو ا کنن.عليزاده تو مستر کلاس مي گفت کنسرت تو خارج يعنی يه زنگ تلفن ولی تو ايران يعنی ۱ سال از کار و زندگی افتادن

متاسفانه ايشون ازسربي اطلاعي (که خودشون درادامه به آن اعتراف ميکنن)دست رو خواننده هايي گذاشتن که مورداعتمادصداوسيما بوده واغلب کارهاشون ازتلويزيون پخش شده,ادعاي اينکه تنها اين چندکارازصداوسيما پخش شده چيزي درحدهمون توهينهاشون هستش که نبايد زيادبه اون اعنتايي کرد.اي کاش اين دوستمون بجاي اينهمه توهين و توجيه يکي ازاون هزارويک دليل رو ذکر ميکردن .هرچندکه اينجاايشون براي نيروي انتظامات حاضردريکي ازکنسرتهالفظ بوگندووالدنگ رومي آره امابه نظربنده اين بويي که براي ايشون مشمئزکننده هستش درواقع بوي شرافته ,بوي کديمين وعرق جبيني است(چيزي که مطمئنابراي آدمايي که سي ميليون رو به هيچ ميد ونن معنايي نداره) که قطعابانشناختن اين واون اين شرافتمندي  لکه دارنميشه.عمده اشکالات دوستان سنتي کاراينه که هي دوست دارن تاديگرون رو بامامقايسه بکنن مثل همين مورداستادعليزاده(اصل روبرصحت گفته هاي دوستمون ميگيريم)مردم تواين فضادارن زندگي ميکنن باهمه ي اين محدوديتهااگه براي اين اساتيدکارکردن کنارمردم سخته خوب مشکلي نيست مثل استادشجريان برن بايه تلفن توخارجه کنسرت بذارن

 والله آدم ديگه خلاقيتش رو از دست مي ده با اين موانع سر راه همينه که اين همه فراري ميشن.يکي مثل کيهان کلهر که احساست لطيفش مثل يک طفل۱ ساله اس کل کل با چهار تا نفهم چه مفهومي داره.تو مملکت ما هنر مند و گوسفند از نظر دولت يکيه.منتها اين يکي شيرش .و پوستش به دردشون مي خوره اين يکي حنجره اش حالا اگه نوکري شون رو نکري هر گهي گفتن خوردي هنرمند والامقام اين مملکتي و اصلا يه چيز ديگه اي ولي اگه راه هنر پيش گرفتي بايد مثل خدا بيامرز بسطامي بري تو بم خونه اجاره اي بشيني. خداييش الان بعضي هنرمنداي واقعي تو اين مملکت آن چنان سطح بالايي دارن که اصلا ديگه حد وحساب نداره منتها ... سرت رو درد آوردم .ببخشيد از بعضي کلمات نامناسب هم استفاده کردم.اگه واقعا تا آخرش خوندي خيلي همت کردي.سر بزن. يا حق.

اگه دوستان حس يک طفل 1ساله رو ميدونن به مابگن تا مابفهميم استادکلهرچه حسي دارن.به نظرمن عمده ي مشکلات موجوداينه که احساسات يه طفل 1ساله رودرک نميکنيم.ايکاش دوستمون بجاي آسمون ريسمون کردن اون راه هنري که ادعاميکنه رو نشون ميدادشايداون راه ازترکستاني که دوستمون تواون قرارداره ميگذره.اونچه که من ازخدابيامرزبسطامي به ياددارم حضورهمواره شون تو صداوسيما بوده طوري که هرپنجشنبه شب عادت داشتيم بعدازدکلمه ي يه خانمي صداي ايشون روبشنويم .حضورمرحوم بسطامي دربم بخاطرمسائل آموزشي و تدريس بوده نه چيزديگه ايي.

سلام بابا والا من به حال خودم گريه ام گرفت که اين همه مطلب نوشتم ولي فقط يه پاراگرافش رو خوندي .بقيه اش هم رو هم خواهش مي کنم بخون بعد نظر بده. در مورد اون مطلب دوم هم باهات موافقم.من با وجود اين که از لحاظ سليقه هنري زياد فرهاد رو دوست ندارم(خوب سليقه که ديگه دست آدم نيست) ولي تعاريفي که از او شنيدم که واقعا انسان با هنري بوده و هرگز هنرش را به دامان فسادي که خيلي ها در آن درگير شدند نيالود.در ضمن آن صفات هم براي اون پليس اين است که يعني واقعا بايد برنامه ريزي آن قدر در يک کشور ضعيف باشد که چنين مسائلي پيش بيايد.آن هم توسط نيروهاي نظامي و امنيتي؟ ولي مطلب رو تا آخر نخوندي که خيلي چيزها رو بزام نوشتي.خواهش مي کنم تا آخر بخونش.يا حق.

بله توجيه ايشون براي توهينهاشون جالبه!!همه ميدونن که برنامه ريزی اجرای يه کنسرت برعهده ي يک مامورانتظامات سطح پايين نيست ومراجع مشخص ومعيني براي اين امروجودداره .

سلام من حرفم رو پس مي گيرم. ولي جواب تک تک جملاتم رو بده يا حق
 اينم پافشاري مابرپس گرفتن اون توهين و موافقت ايشون بااينکار

سلام اون مطلب رو شايد به خاطر اين نوشتم که کم تلويزيون نگاه مي کنم يا اصلا نگاه نمي کنم.ولي شايد يادت رفته باشه که به خاطر همون کليپ شجريان از صدا وسيما خداحافظي کرد.(اگه من هم بودم خداحافظي هم نمي کردم) .در ضمن مگه مردم با موسيقي پاپ قهر بودن که حالا بخوان با يه کليپ به اون مزخرفي با پاپ آشتي کنن.در ضمن ناز کجا بوده.شجريان بدبخت مثه آدم اومد کنسرتش رو اجرا کرد و رفت حالا شجريان بايد تاوان سنگ اندازي ها رو با لوس بودن پس بده؟ دوم من منظورم ز اون استاديوم رتش اين نبود که حالا با اجازه يا بي اجازه بوه.در ضمن هم گفتم که به احترام آقاي دکتر اصفهاني شمشيرها رو غلاف کردن بلکه منظورم از استاديوم بودو اين که مگر اصفهاني و شجريانت فرقي دارند که اين يکي بايد در استاديوم اجرا کند و اين يکي نکند.آن حرف شرف و صدا وسيما را من خودم گفتم و کسي در دهان شما حرفي نگذاشته.يا حق.

جمله ي اولشون اشاره داره به همون مطلب ايشون راجع به پخش موسيقي ازصداوسيماکه درنوشته هاي قبلي به آن اشاره شدکه اينجااعتراف ميکنن که بي اطلاع نسبتهاي ناروايي به صداوسيما دادن.بازهم ميگم که اگه صداوسيماکليپي رو بي اجازه ي خواننده ساخته يه کاراشتباهي بوده که قطعامعذرت خواهي رسمي صداوسيمارو مي طلبه امابه نظرمن قهراستاديه توجيه هست تايه دليل.نازچيه؟نازيابعبارتي ديگرکرشمه  هم خانواده ي نازي و متضادلوس(نازکردن بالوس کردن فرق داره)  براي آگاهي ازجريان نازاستادبه مطالب گذشته ام رجوع شود.بازهم موضوع اجراي کنسرت, چيزي که فکرنکنم هنوزايشون توجيه شده باشن جوابم رو تو نوشته هاي قبليم اوردم اما ايکاش يکي پيداميشدتابه ايشون بگه که بابااستادقراربودتوسالن سرپوشيده ي آزادي کنسرت بذاره وموافقت شد نه تواستاديوم 100000نفري آزادي!!!حالااين وسط دکتراصفهاني چه گناهي کرده خداميدونه.

سلام نيگا کن من احساس مي کنم شما داري از خيلي چيزا بد برداشت مي کني.اون استاد!!!!!!!معلم (بابا ديگه اگه اون استاد باشه من همين الان مي دم قصاب سر کوچمون کله ام رو با ساطور بزنه) شما هموني بود که قبل از انقلاب ... هي نمي خواهم بگم . بعد از انقلاب هم نيم کيلو ريش گذاشت و چهار تا شر و نه شعر در وصف ريش و پشم و باي اين آخوند و اون يکي گفت شد استاد معلم شاعر باشي دربار و مسئول موسيقي.ببين من ديگه بي رو درواسي مي خوام حرف بزنم شايد حرفهام هم زياد جالب نشه و در شان من و شما نباشه ولي حقيقته.اون مرتيکه معلم وايساد اون بالا و با چهار تا شعر ??? مالانه شد رييس و ???? نفر استاد مسويقي ايران رفتند زير دست يه شاعر چاپوس مجهول الهويه.اصلا اون .. کي باشه که بخواد بشه رييس موسيقي صدا وسيما.الله اکبر.فريدون شهبازيان هم يه کلاسيک کاره و حتي يه کار پاپ هم نداره.تو مملکتي که به شاهکارهاي اخوان ثالث مجوز داداه نميشه و کارهاي معلم خودش مجوزه ديگه چي ميشه گفت.

جالبه که ايشون مثل اينکه تاحالاداشت بارودرواسي حرف ميزدکه حالاميگه ميخوادبي رودرواسي حرف بزنه.همونطورکه گفتم ايشون ره به ترکستان دارن و ازمنظرايشون هرکي رفت کاسه لسي خارجيهاروکرد ميشه استادوخودشون هم ترازووميزان هستن که حاضرن به همه توهين بکنن نميدونم استادمعلم کجاي اشعارشون ازريش وپشم وآخوندحرف زده اما اينوميدونم که قطعااين شرف داره تااينکه بخواي کاسه ليسي غربيهاروبکني.نميدونم درادبيات دوستان سنتي کار اين عبارت يعني چه؟(000مالانه)خواهش ميکنم يکي ازدوستان سنتي کاربه ماتوضيح بده که اين ديگه کدوم دستگاه يارديف ازموسيقي شون هست.جالبه که ايشون توابتداي مطالبشون ادعاميکنن که ازگذشته وحال استادمعلم باخبرن اما اينجا ازايشون بعنوان يه فردمجهول الهويه نام ميبرن.اماتاچندي پيش آقاي شهبازيان سنتي کارهم بودن اما ازاونجايي که باسليقه ي ميزان وشاقول ترازو ي موسيقي سنتي نميخونن پس مصلحتاميشن کلاسيک کار.برخلاف گفته هاي اين دوستمون(که شايدبازهم ناشي ازبي اطلاعي ايشون باشه)آقاي شهبازيان کارپاپ هم داره.واي به حال مااگه روزي مملکت دست شما وامثال شماهابيقته که يکسره همه روازدم تيغ ميگذرونين اگه طبق ميل و سليقه ي شما عمل نشه, همينکه به همه توهين ميکنين نشانه ي خوي ديکتاتوري شماست که نقابي زيبابرچهره داريد.اگه به فلان کارآقاي اخوان ثالث مجوزداده نشده اما مطمئنا کسي جرات نکرده اينهمه توهين کثيفي که شمابه استادمعلم رواداشتيد نثارشون بکنه.


ااون ترانه هم مربوط به سال ۷۶ بود و استاد شجريان پس از نوشتن نامه اي به لاريجاني با صدا و سيما خداحافظي کردند.من که توفيق خاصي يادم نمي آداز اون کليپ حسرت.کليپ خوب هم کم داريم و لي داريم.مثل راز و نياز.مثل کليپ چکاد و چند تا ديگه.راستي اگه استاد معلم رو ديدي بگو دستات که درد نمي کنه؟؟؟؟؟؟؟ باي باي.

اينکه ايشون توفيقي ازاون کليپ حسرت نبردن نشونه ي کم سعادتيشونه وگرنه ماکه خيلي لذت برديم.اينم ازاون توهينهاي کثيفي است که فقط اين دوستان وامثالشون لايقشن خوهشا دقت کنيدکه يه آدم چقدرميتونه پست باشه که همچين حرفاي کثيفي بزنه .شايدازآموزه هاي اساتيدگرانقدرشونه
(راستي اگه استادمعلم روديدي بگودستات که دردنمي کنه؟؟؟؟؟؟؟)
دوباره نوشتم تا به عمق کثافتکاريهاي اين دوستان پي ببريدفقط ميتونيم  دعابکنيم تابه راه راست هدايت بشن

من براي شما که بدون اطلاع حرف مي زنيد بسيار متاسفم و خواهش مي کنم که اول از روي بي اطلاعي ديگر حرف نزنيد چون واقعا من از صحبت با آدمهايي مثل شما انزجار دارم .آدم هايي که مي خواهند خواري خود را با خيلي چيزها بپوشانند.ديگر هم نمي خواهم جوابيه هاي تخمي ات را در وبلاگم ببينم

خوبه که اين دوستمون چندبارتونوشته هاشون بربي اطلاعيشون ازاحوالات جامعه صحه گذاشتن حالاچرامارومتهم ميکنن خداميدونه.اينکه ايشون ازصحبت باماانزجاردارن مسلمه چون ايشون بايدباکسايي همدم بشن که بتونن تمايلات سکسی شون رو ارضابکنه (ازهمه معذرت ميخوام).تازه اصرارايشون به پاسخگويي بنده وعقب نشيني ازاون توهينشون موجب شدتامن به نوشته هاشون پاسخ بدم

من چيزي براي قايم کردن ندارم و فقط براي اين که حال و حوصله نداشتم هر روز چشمم به اون کامنتها بيفته اين کار رو کردم و خوودم رو از شر اين بحث نامربوط با فردي نامربوط تر راحت کنم من اول فکر مي کردم که آن قدر تواناي بحث کردن داريد که به کجراهه نزنيد ولي وقتي ديدم من هر چه مي گويم از در ديگري توجيه مي کنيد ديدم خير فايده اي ندارد.پس براي بار دوم مي گم ديگه تمومش کن.اگر هم مي خواي چهره ماه پريوني خودت رو خراب نکني کامنتهاي من رو پاک کن.باي باي کوچولو.
 
جمله ي اول ايشون درپاسخ به سوال منه که چراکامنتهام روازوبلاگش پاک کرده که البته ايشون بازهم يه چيزي پروندن .اگه مانامربوط بوديم پس اصراربرپاسخگويي به تک تک جملات ايشون چي بوده؟ببينيد:سلام من حرفم رو پس مي گيرم. ولي جواب تک تک جملاتم رو بده....سلام بابا والا من به حال خودم گريه ام گرفت که اين همه مطلب نوشتم ولي فقط يه پاراگرافش رو خوندي .بقيه اش هم رو هم خواهش مي کنم بخون بعد نظر بده .......خواهش مي کنم تا آخر بخونش.
حتمااينارومن نوشتم!!!امادرآخرايشون براي اينکه ديگرون ازچهره ي واقعي شون مطلع نشن اومدن تا منوتحريک بکنن تابدين وسيله من کامنتهاي ايشون روپاک بکنم.تابتونه همچنان با يه چهره ي مجازي به اغفال ديگرون ادامه بده.اما من چيزي براي پنهون کردن ندارم  که ديگرون بخوان تواين چرندگويی اين آقامنوبشناسن .

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٢


پاسخهايی که ديگرپاک نميشوند

سلام

این مطالبی رو که می بینید پاسخهای یه طرفدارموسیقی سنتی (البته اونجورکه خودش ادعا میکنه)درپاسخ به روایت سه گانه ام ازاستادشجریان هستش.ازاونجایی که من تجربه ی دوستمون تووبلاگ گلهای رنگارنگ روداشتم ترجیح دادم درجواب ایشون مطبی ننویسم تنهایه مطلب درجواب توهینشون به نیروی انتظامات یکی ازکنسرتهای شجریان نوشتم اما به اصرارایشون وباپس گرفتن توهینشون باشرح وتفصیل به کلیه ی مطالبشون پاسخ دادم ابتداا این دوستمون سعی داشت خودشوآدمی منطقی نشون بده به همین خاطراوایل حرفهای قشنگ قشنگ میزداما باادامه ی بحث متاسفانه روآوردن به توهین و به کاربردن الفاظ رکیک.هرچندایشون تمام کامنتهام درجواب مطالبشون روازوبلاگشون پاک کردن اما من قسمتی ازتوضیحاتم روبراتون می آرم.ضمنادراینجالازمه تاازدوست عزیزم یکی دیگه ازطرفداران موسیقی سنتی آوازایرانی عزیزتشکربکنم امیدوارم از این مسائلی که درزیر می آرم دلگیرنشن.

سلام دوست عزيز من يه گلايه کوچک! از شما می کنم و دمم را روی کولم می گذارم می روم. مطالبی رو که چند وقت پيش در وبلاگت تحت عنوان روايت گذاشته بودی که به نظر من کمی دور از انصاف بود. اين که شجریان ايکس سال است در ايران کنسرت گذاشته نه به خاطر پول است نه دخترهای خارجی . شايد يادت رفته آخرين کنسرت استاد که پليسها هنگام ورود ايشان و فخرالدينی رهبر ارکستر ملی از آن ها بليط برای ورود خواسته بودن و ۲ ساعت معطل شده بودند تا تازه فهميده بودند که اين بابا شجريان است.خوب شما يک همچين مساله ای به عنوان کسی که با وجود بسياری پاپ که موسيقی مردمی ( نميگم عامی چون چند بار چوبش رو خوردم) است ولی هنوز محبوبترين آوازخوان ايران زمين است(حالا رفيق های خودت را نگاه نکن که شجريان گوش نمی دهند همه اقشار جامعه را می گويم) پيش بيايد چه کار مي کنی می آی می گويی دستت درد نکند که سلطان آواز ايران را يک پليس ... دم در ۲ ساعت معطل کرده است

اینکه نیروی انتظامات(یا بقول دوستمون پلیس)نتونستن استادشجریان روبشناسن بایدبهشون حق دادنمیشه بااینهمه مشغله ی روزانه ی این عزیزان انتظارداشت تاچهره ی آدمی رو بخاطرداشته باشن که سالهاست که نه تنهاتوتلویزیون بلکه حتی تویه کنسرتی توایران ببینن.اینکه استادشجریان درفن خودازسرآمدان روزگارهست شکی نیست اما چیزی که منوواداشت تاروایتهاروبنویسم درواقع فرارایشون ازمردم به بهانه ی اینکه ایران فعلی بامدینه ی فاضله ایی که توسرشون دارن مطابقت نداره بودنه ایجادشک درتبحرشون.

حالا هم شجريان بعد از ۵ سال کنسرت گذاشته و بعد از درآمد ۴۵ ميليونی حاصل از کنسرت ها شهرداری تقاضای ۱۵ ميليون تومان برای سه شب اجاره تالار کرده است.شجريان در جواب گفته بود ديگر چيزی برايم باقی نمی ماند که به بم بدهد و شب آخر کنسرت تمام وسايل استاد را در سالن توقيف کردند و با وصيقه ۲۰ ميليونی استاد آزاد شد. با اين وجود ايشان بعد از چند روز اعلام کردند دوباره کنسرت می گذارند ولی شهرداری اعلام کرده بود که اجرای کنسرت در سالنهای ورزشی رو باز موجب مزاحمت مردم می شود.يادم می آيد چند سال پيش که به شيراز رفته بوديم دکتر! محمد اصفهانی (ما نفهميديم اين طبيب بودن ايشان چه ارزش هنری دارد که هميشه اين دکتر عمومی بودن را اول اسمش می گذارند؟؟؟؟) کنسرت داشت.ولی مکان کنسرت کجا بود .استاديوم ورزشی ارتش که دقيقا وسط ۲۰۰ دستگاه شيراز است .یعنی شلوغ ترين جای شهر.حالا اين هيچ .اين استاديوم اگر شخص غير نظامی در ساعات غير کنسرت! به آ» وارد شود بايد هديف گلوله قرار گيرد و کاملا نظامی و خصوصی است حالا به احترام محمد اصفهانی همه گوش هايشان را گرفتند و تفنگها را در کمر بردند.

اینکه استادسی میلیون درآمدروهیچ می پندارن ازاون حرفهاست که ممکنه تاچیدین ساله دیگه اززبون هیچکس نشنوی(شایدبخاطرلینه که سی میلیون واسه مازیاده نه واسه استادی که دم به ساعت داره تو سالنهای مجلل اروپاوآمریکاکنسرت میده).اصولاسالن ورزشی روبازنداریم معمولابه فضاهای مسقف میگن سالن,امانکته ایی که اینجاوجودداره واین دوستمون توکامنتهای بعدی هم تکرارکرده مسئله ی برگزاری کنسرت استادشجریان تویه استادیوم ورزشی روبازبوده,که اصلاهمچین چیزی صحت نداشته تنهامسئله ی برگزاری کنسرت تو سالن 12000نفری آزادی بوده (که البته تاچندی قبل مسقف بوده ونه روباز.شایدالان روبازشده)که برخلاف جوساریهایی که شد(حالانذاریدبگم ازطرف چه کسایی)همه ی نهادها موافقت داشتند.ضمنابرخلاف نوشته های ایشون همه ازهمکاری شهرداری دررفع توقیف ممنون بودن . راستی چرابه آقای اصفهانی میگن دکتر؟واسه من هم سواله ,شایدبخاطراینه که ماایرانی هابه شغل پزشکی اهمیت زیادی میدیم وبرای اونهایی که این مدرک رودارن ارج ومنزلت بالایی قائلیم .ازاونجایی که آقای اصفهانی مدرک دانشگاهی ازاین رشته دارن وبخاطراحترامی که مردم براش قائل هستن ازپیشوند دکتراستفاده می کنن تاارادت خالصانه شون به این خواننده ی بزرگ نشون بدن.حالااگه این دوستمون یادیگرون مشکلی دارن میتونن بگن اصفهانی یااساتیدشون میتونن برن مدرک پدرکی بگیرن تابهشون بگیم دکتر.درادامه ی مغلطه بافی این دوستمون بحث برگزاری کنسرت تواستادیوم ورزشی روبازشیرازرتوسط دکتراصفهانی مطرح شده که اساسابااصل موضوع ذکرشده ربطی نداره چراکه قراربربرگزاری کنسرت توسط شجریان توسالن12000نفری بوده نه استادیوم100000نفری آزادی!!!اماجالبه که ایشون بدونن اگه یکی راه بیفته بدون اجازه بخواد بیادتوخونه مون(حتی توروزروشن)واسش هفت تیرمیکشیم تاچه برسه به یه ملکی که متعلق به یه ارگان نظامی هستش.امااگه من خودم یه بنده ی خدایی رودعوت کردم دیگه لازم به هفت تیرکشی نیست!!اگه می بینیدتوکنسرت دکترتواون استادیوم نظامی هاخبری ازهفت تیرکشی نیست درست به همین خاطره که ازقبل دعوت شده بودن.شماهم میتونیدبریددرخواست برگزاری کنسرت بدیدمطمئن باشیداحدی براتون هفت تیرنمیکشه.

 اما تلويزيون.اين که تلويزيون شرف برای هيچ نوع موسيقی از پاپ تا سنتی و محلی و الباقی نگذاشته که شکی درش نيست.شايد يادت باشد مرغ سحر شجريان را بر روی چه ارجيفی گذاشته بودند.(همون زنه که تو دوره رضا خان ميومدن شوهرش رو می بردن اردوگاه و بعد مرد سيبيلو بازداشتگاه می زد تو گوش طرف !).اين مثل اين است که تابلو نقاشی تو را با مدفوع سگ بپوشانند و شايد هم بدتر. حال باز تو بگو صدا وسيما چنین چنان. آن هم ترانه ی زیبای حسرت مال اصفهانی که روی تصویر اون مرتیکه گرتیه که دخترش رفته بود خونه بخت می گذاشتن.بنده ی خدا ما هممون دردمون یکیه.شما که پاپ دوست دارین از ماها بدتر. حداقل يه نفر مثل شجريان نگذاشت ترانه های سنتی به گند آب صدا و سيما بيفتد لی هر روز پاپ خوان ها الی دو سه نفر يا گروه به همه کار دست می زنند.يه دو سه تا آهنگ علی و محمد و مهدی و امام می گذارن اون وسط تا مجوز ه رو بگيرن. الان فکر کردی صدا و سيما چه گند و گهی به مردم می خورونه . من خودم عاشق کارهای عصار و بعضی کارهای ناصر عبداللهی . اصفهانی هستم.چند بار شده آهنگهای درست حسابيه اينها رو پخش کنن؟

جمله ی اول ایشون اینو به خواننده اش القا میکنه که من مثلاقبلاگفتم که تلویزیون هیچ شرفی برای موسیقی نذاشته وحالاایشون دارن تاییدمیکنن.درصورتی که اینگونه نیست یاباغرض اومدن یه حرفی تودهنمون جاسازی بکنن یا مطالبشون بدجمله بندی شده.بازهم یه توهین دیگه فکرنکنم اون کلیپ اثرناب استادشجریان رو تومدفوع سگ برده باشه. واما اگه صداوسیمابدون اجازه این کلیپ روساخته باشه من میپذیرم وازطرف صداوسیما از استاد معذرت خواهی میکنم.اماازنظرساختاروقواعدکلیپ سازی بسیارجالب روش کارشده بود.البته اونجورکه من مطلعم خوددکتراصفهانی بااین کلیپ مخالف نبوده ونیست.بنده این کلیپ حسرت روازاتفاقات تکرارنشدنی میدونم که تونست موسیقی پاپ داخلی روبه مردمی که دائمامجبوربه شنیدن موسیقی سنتی ولس آنجلسی بودن روقشنگ بشناسونه.اگه موسیقی سنتی بقول شمابه گندآب صداوسیمانیفتاده اما مطمئن باشید ره به ترکستان برده ودرگندآبی دیگه دست وپامیزنه.خواهش میکنم دوستان به متن کامنت ایشون توجه بکنن.درحالیکه صدروذیل مطلبشون راجع به صداوسیمابوده یه دفعه اومدن ازمجوزومجوزگیری حرف میزنن درصورتی که وظیفه ی صداوسیما دادن مجوزپخش به کاستها ی موسیقی نیست.

اد امه دارد...

 

 

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٢


 

سخنرانی امام بعدازنمازظهردرمنزل شراف خطاب به لشکریان حر

مردم!سخنان من اتمام حجت است برشماها وانجام وظیفه و رفع مسئولیت درپیشگاه خدا,من ازسوی شما حرکت ننمودم مگرآنگاه که دعوتنامه ها وپیکهای شما به سوی من سرازیرگردیدکه ماامام وپیشوانداریم دعوت مارابپذیروبه سوی ماحرکت کن تاخداوندبه وسیله ی توماراهدایت ورهبری نمایداگربدین دعوتهاوفاداروپایبندهستیداینک که من به سوی شما آمده ام بایدبامن پیمان محکم ببندیدودرهمکاری وهمیاری بامن ازاطمینان بیشتری برخوردارسازیدواگرازآمدن من ناراضی هستیدحاضرم به محلی که ازآنجا آمده ام مراجعت نمایم

طبری7/297,کامل ابن اثیر3/280,ارشادمفید224و225,مقتل خوارزمی231-332

 

سخنرانی امام بعدازنمازعصردرمنزل شراف خطاب به لشکریان حر

مردم !اگرازخدابترسیدوبپذیریدکه حق دردست اهل حق باشدموجب خشنودی خداوندخواهدگردیدومااهل بیت پیامبربه ولایت ورهبری مردم شایسته تروسزاوارترازاینها(بنی امیه)می باشیم که به ناحق مدعی این مقام بوده وهمیشه راه ظلم وفسادودشمنی با خداوندرادرپیش گرفته اند واگردراین راهی که درپیش گرفته اید پافشاری کنیدوازماروی گردانیدوحق مارانشناسیدوفعلا خواسته ی شما غیرازآن باشدکه دردعوتنامه های شمامنعکس بوده من ازهمین جامراجعت میکنم

 

یشنهادحروپاسخ امام

پیشهادحر

حال که شماتصمیم به حرکت گرفته ایدبهتراست مسیری رابرای خودانتخاب کنیدکه نه به کوفه واردشوید ونه به مدینه بازگردیدتامن ازفرصت استفاده کنم ونامه ایی صلح آمیزبه ابن زیادبنویسم شایدخداوندمراازدرگیری باتو نجات بخشداین نکته رانیزیادآوری میکنم وهشدارمی دهم که اگردست به شمشیرببری وجنگی آغازکنی صددرصدکشته خواهی شد

پاسخ امام

آیامرابامرگ می ترسانی وآیابیش ازکشتن من نیزکاری ازشماساخته می شودمن درپاسخ توهمان چندبیت رامیخوانم که برادرمومن اوسی آنگاه که می خواهدبه یاری پیامبربشتابدودرجنگ شرکت کندبه پسرعمویش که مخالف حرکت وی بودانشادنمودوچنین گفت:من به سوی مرگ خواهم رفت که مرگ برای جوانمردننگ نیست آنگاه که اومعتقدبه اسلام وهدفش حق باشد.بخواهدباایثارجانش ازمردان نیک حمایت وباجنایتکاران مخالفت نموده وازدشمنی خدادوری گزیند. من جانم را درطبق اخلاص می گذارم ودست اززندگی میشویم تادرجنگی سخت بادشمنی بس بزرگ مواجه شوم .من اگرزنده بمانم پشیمانی ندارم ونه اگربمیرم ناراحتی,ولی برای تو همین بس که چنین زندگی ذلت بار وننگینی راسپری کنی

انساب الاشراف3/171

 

سخنرانی امام خطاب به سپاهیان حردرمنزل بیضه

مردم!پیامبرخدا(ص)فرمودهرمسلمانی باسلطان زورگویی مواجه گرددکه حرام خداراحلال نمودوپیمان الهی را درهم می شکندباسنت وقانون  ازد ر مخافت درآمده درمیان بندگان خداراه گناه و معصیت و عدوان ودشمنی درپیش می گیردولی اودرمقابل چنین سلطان باعمل ویاباگفتار اضهار مخالفت ننمایدبرخداونداست که این فرد(ساکت) رابه محل همان طغیانگر وآتش جهنم داخل کند.مردم!آگاه باشیداینان (بنی امیه)اطاعت خداراترک وپیروی ازشیطان رابرخودفرض نمودندفسادراترویج وحدودالهی را تعطیل نموده فی را(که مختص به خاندان پیامبراست)به خوداختصاص داده اندحلال وحرام واوامرونواهی خداوندراتغییردادند.ومن به هدایت ورهبری جامعه مسلمانان وقیام علیه اینهمه فسادومفسدین که دین جدم راتغییرداده اند ازدیگران شایسته ترم.

گذشته ازاین حقایق مضمون دعوتنامه هایی که ازشمابه دست من رسیده وپیام وپیکهایی که ازسوی شمابه نزدمن آمده انداین بوده که شمابامن بیعت کرده پیمان بسته اییدکه مرا درمقابل دشمن تنهانگذاریدودست ازیاری من برنداریداینک اگربه این پیمان خودباقی ووفادارباشیدبه سعادت وارزش انسانی خوددست یافته اییدزیرامن حسین فرزنددخترپیامبروفرزندعلی هستم که وجودمن باشما مسلمانان آمیخته وفرزندان وخانواده ی شمابه حکم فرزندان و خانواده ی خودمن هستنددرمیان من ومسلمانان جدایی نیست که شما بایدازمن پیروی کنید ومراالگوی خودقراردهید.

واگربامن پیمان شکنی نمودید وبربیعت خودباقی نماندیدبه خداسوگنداین عمل شما نیزبی سابقه نیست وتازگی نداردکه باپدروبرادرم وپسرعمویم مسلم نیزاین چنین رفتارنمودیدوباآنان ازدرغدروپیمان شکنی درآمدیدپس آنکه گول خورده است که به حرف شما اعتمادکندوبه پیمان شمامطمئن شودشمامردانی هستیدکه دربه دست آوردن نصیب اسلامی خودرا خطا پیموده وسهم خودرابه رایگان ازدست داده ایدوهرکس پیمان شکنی کند به ضررخودش تمام خواهدگردید وامیداست خداوندمراازشمابی نیاز سازد والسلام.   

طبری7/300,کامل ابن اثیر3/280,خوارزمی1/234,انساب الاشراف3/171

 

درپاسخ به ابوهرم درباره ی انگیزه ی خروج ازمکه

ای اباهرم!بنی امیه بافحاشی وناسزاگویی احترام مرادرهم شکستندمن راه صبروشکیبایی رادرپیش گرفتم وثروتم راازدستم ربودندبازهم شکیبایی کردم ولی چون خواستندخونم رابریزندازشهرخودخارج شدم وبه خداسوگند اینان(بنی امیه)مراخواهندکشت وخداوندآنهارابه ذلت فراگیروشمشیربرنده مبتلاکرده وکسی رابرآنان مسلط خواهدنمودکه به ذلت و زبونیشان بکشاند وبه قتلشان برساندوذلیل ترازقوم سباگرداندکه یک نفرزن به دلخواه خودبر مال وجانشان حکومت وفرمانروایی نمود

مقتل خوارزمی1/226,لهوف62,مثیرالاحزان ابن نما

 

درپاسخ به عدم همراهی عمروبن قیس وپسرعمویش

...ازاین منطقه دورباشیدتاصدای استغاثه ی من به گوش شما نرسدواثری ازمن نبینیدزیراهرکس صدای استغاثه ی من رابشنودیااثری ازماببیندولی به استغاثه ی ماجواب مثبت ندهدوبه فریادمانرسدخداونداوراباذلت تمام در جهنم سرنگون خواهدنمود

عقاب الاعمال 409و74

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٢


 

بعد از فاجعه زلزله بم ، دوستان ما در مرکز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيشنهاد برگزاري يک کنسرت خيريه به نفع زلزله زدگان بم را به من دادند و من هم با کمال ميل پذيرفتم . منتها به واسطه نوع قطعاتي که من براي اجرا در اين کنسرت انتخاب کرده بودم اينطور صلاح ديده شد که اين کنسرت با همراهي ارکستر سمفونيک تهران و در تالار وحدت برگزار شود . کليه اين مطالب بصورت شفاهي بين من و دوستانم در وزارت ارشاد انجام شد و اجراي کنسرت موکول شد به هماهنگي اين عزيزان با دوستان من در ارکستر .
نظر به اينکه در آن ايام خود ارکستر سمفونيک اجراهاي خيريه متعددي داشت اين برنامه اندکي به تعويق افتاد . به هر حال من کماکان منتظر خبر از طرف دوستانم در وزارت ارشاد هستم و به محض اطلاع از آمادگي ارکستر سمفونيک تهران ، اين کنسرت برگزار خواهد شد . و من صميمانه آرزو مي کنم که اين اتفاق هرچه سريعتر حادث شود تا من به عنوان يک ايراني سهم کوچکي در ياري رساني به هموطنان عزيزم داشته باشم .

سيد عليرضا عصار
اسفند 1382

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸٢


 

خطبه ی امام درمکه

سپاس برای خدااست,آنچه خدابخواهدهمان خواهدبودوهیچ نیرویی حکمفرما نیست مگربه اراده ی خداوندودرودخداوندبرفرستاده خویش. مرگ برانسانهالازم افتاده هماننداثرگردنبندکه لازمه ی گردن دختران است ومن به دیدارنیاکانم آنچنان اشتیاق دارم ماننداشتیاق یعقوب به دیداریوسف وبرای من قتلگاهی معین گردیده است که درآنجافرودخواهم آمدوگویاباچشم خود می بینم که درندگان بیابانها(لشکریان کوفه)درسرزمینی درمیان نواویس وکربلا اعضای مراقطعه قطعه وشکمهای گرسنه ی خودراسیروانبانهای خالی خودراپرمی کنند,ازپیش آمدی که باقلم قضاوقدرنوشته شده است,چاره ومفری نیست,برآنچه خداراضی است مانیزراضی وخشنودیم درمقابل بلاوامتحان اوصبرواستقامت می ورزیم واجرصبر کنندگان رابرما عنایت خواهدنموددرمیان پیامبروپاره ی تن وی(فرزندش)هیچگاه جدایی نخواهدافتادودربهشت برین درکناراوخواهندبودزیراکه آنان وسیله ی خوشحالی وروشنی چشم پیامبربوده ووعده ی اونیز(استقرارحکومت الله) به وسیله ی آنان تحقق خواهدپذیرفت.

آگاه باشیدکه هریک ازشماحاضراست درراه ماازخون خویش بگذردوجانش درراه شهادت ولقای پروردگارنثارکندآماده ی حرکت باماباشدکه من فرداصبح حرکت خواهم کردانشاالله تعالی.

لهوف/53,مثیرالاحزان/21

 

درپاسخ پیشنهادعبدالله بن زبیرمبنی براقامت وامامت درمکه

پدرم به من خبردادکه به سبب وجودقوچی درمکه احترام آن شهردرهم شکسته خواهدشدونمیخواهم آن کبش وقوچ من باشم(وموجب آن گردم که کوچکترین اهانتی به خانه ی خدا متوجه شود)وبه خداسوگنداگریک وجب دورترازمکه کشته شوم بهتراست ازاینکه درداخل آن به قتل برسم واگر دووجب دورترازمکه کشته شوم بهتراست ازاینکه دریک وجبی آن به قتل برسم.وبه خداسوگنداگردرلانه ی مرغی باشم مرا درخواهندآورد تا با کشتن من به هدف خویش برسندوبه خداسوگندهمانگونه که قوم یهود احترام شنبه(سمبل وحدت وروزتقرب به خدای خویش)رادرهم شکستند اینهانیزاحترام مرا درهم خواهندشکست.پسرزبیر!اگرمن درکنارفرات دفن بشوم,برای من محبوبتراست ازاینکه درآستانه کعبه دفن شوم

انساب الاشراف3/164,طبری7/276,کامل ابن اثیر3/275,کامل الزیارات72/73

 

پیشنهادمحمدحنفیه به امام وپاسخ امام

پیشنهادمحمدحنفیه

برادر!توکه بی وفایی وپیمان شکنی مردم کوفه رانسبت به پدرت علی و برادرت حسن دیده ایی من می ترسم این مردم باتونیزپیمان شکنی کنند پس بهتراست به سوی عراق حرکت نکنی ودرهمین شهرمکه بمانی زیراتودراین شهرودرحرم خدابیش ازهرشخص دیگرعزیزومورداحترام مردم هستی.

پاسخ امام به حنفیه

خوف این است که یزیدمرادرحرم خدابامکروحیله به قتل برساند وبدینوسیله احترام خانه ی خدادرهم شکسته شود

لهوف ص65

 

درعالم رویا

امام می فرمودمن رسول خدارادرخواب دیده ام دراین خواب به دستوروی به امرمهمی ماموریت یافته ام که بایدآنراتعقیب نمایم  خواه به نفع من تمام شودیا به ضررمن

ارشادمفید ص219,البدایه النهایه8/167,تاریخ ابن عساکر202

 

پاسخ امام به امان نامه ی عمربن سعیداستاندارمدینه

اما بعدراه مخالفت باخداوپیامبرنپیموده است کسی که به سوی خدا و رسولش دعوت نموده وعمل صالح انجام دهدوتسلیم اوامرحق گردد امان نامه ایی فرستاده ایی ودرضمن آن وعده ی ارتباط صمیمی وصلح وسازش نسبت به ماداده ایی ولی بهترین امانها امان خداونداست وکسی که دردین ,ترس ازخدانداشته باشددرآخرت ازامان اوبرخوردارنخواهدبوداز پیشگاه خداونددرخواست توفیق خوف وخشیت دراین دنیاداریم تادرآخرت مشمول امانش گردیم,واگرمنظورتوازاین امان نامه واقعاخیروصلح وصفا باشد در دنیا  و آخرت ماجورخواهی بود.والسلام

ارشادمفید ص219,البدایه النهایه8/167,تاریخ ابن عساکر202

 

جریان دیدارفرزدق باامام اززبان فرزدق

من درسال60بامادرم عازم مکه وانجام مراسم حج بودم به هنگامیکه داخل محدوده ی حرم شدم وافسارشترمادرم رابه دست گرفته ومی کشیدم به قافله ی حسین بن علی(ع)که ازمکه به سوی عراق درحرکت بودبرخوردم و به حضورش شتافتم وپس ازسلام وتعارفات عرضه داشتم:یابن رسول الله پدرومادرم به فدای توانگیزه ی تودراین عجله وخارج شدن ازمکه قبل ازانجام مراسم حج چیست؟امام فرمود:اگرتعجیل نمی کردم دستگیرم می ساختند سپس پرسیدنظرمردم(عراق)نسبت به اوضاع چگونه است؟گفتم خبر را از خبره اش می خواهی که دلهای مردم باشماو شمشیرهایشان برعلیه شما ومقدرات دردست خداست که هرطوربخواهدانجام می دهدامام درپاسخ من چنین فرمود:فرزدق درست گفتی مقدرات دردست خداست واو هرروزفرمان تازه ایی داردکه اگرپیش آمدهابرطبق مرادباشددرمقابل نعمتهای خداوند سپاسگزارم وهمو است مددکار,درسپاس و شکرگزاری برای اوواگرحوادث وپیش آمدهادرمیان ماوخواسته هایمان حائل گردیدو کارهاطبق مرام به پیش نرفت بازهم آنکس که نیتش حق,وتقوابردلش حکومت می کند از مسیرصحیح خارج نگردیده است

انساب الاشراف3/164,طبری ج 7 ص278,کامل ابن اثیر3/276,ارشادمفیدص218,مقتل خوارزمی 1/223,البدایه والنهایه8/166

 

دومین نامه به مردم کوفه

امابعدنامه مسلم بن عقیل راکه مشعربه اجتماع وهماهنگی شما درراه نصرت ویاری ماخاندان ومطالبه حق مابوددریافت نمودم ازخداوندمسئلت دارم که آینده ی همه ی مارابه خیروشماراموفق ودراین اتحادوانفاق برشما ثواب واجرعظیم عنایت فرماید.من هم روزسه شنبه8ذی الحجه ازمکه به سوی شماحرکت نموده ام بارسیدن پیک من شماهابه کارهای خویش به سرعت سروسامان بخشیدکه خودمن نیزدراین چندروزه واردخواهم گردید.

انساب الاشراف3/167,طبری7/289,البدایه والنهایه8/168

 

درپاسخ مردکوفی که برعزم مردم عراق برای جنگ باایشان خبرداد

پیش آمدهاازسوی پروردگاراست وآنچه خودصلاح بداندانجام می دهدوخدای بزرگ هرروز(به مقتضای زمان)اراده ی خاصی دارد.

زندگی این جهان گرچه ازنظرعده ایی نفیس وپربها است ولی جهان پاداش وجزابالاتروپربهاتراست.واگرجمع آوری مال وقروت برا ی این است که باید یک روزازآن دست برداشت پس مردنبایدبرای چنین ثروتی بخل ورزدواگرروزیهامقدروتقسیم شده است پس مرددرکسب ثروت هرچه کم ازآزتربهترواگراین بدنهابرای مرگ آفریده شده است پس کشته شدن مرددرراه خدا چه بهتر.درودبرشماای خاندان پیامبرکه من به این زودی ازمیان شماخواهم رفت.

ابن عساکر164,مقتل خوارزمی1/223,مناقب4/72

 

اما پس ازشنیدن شهادت مسلم ویارانش

خبربس تاثربرانگیزی به مارسیده است وآن کشته شدن مسلم بن عقیل وهانی بن عروه وعبدالله بن یقطراست وشیعیان مادست ازیاری مابرداشته اندواینک هریک ازشماکه بخواهددربرگشتن آزاداست وازسوی ما حقی برگردنش نیست.

طبری7/294,ارشادمفید223

 

درعالم رویا

من درباره ی خودم هیچ پیش بینی نمیکنم جزاینکه به قتل خواهم رسید زیرا درعالم رویا دیدم که سگهای چندی به من حمله نمودندوبدترین وشدیدترین آنهاسگی بودسیاه وسفید.

کامل الزیارات75,تاریخ طبری7/294

 

 

 

 

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٢


 

عدم بیعت

امیر!مائیم خاندان نبوت ومعدن رسالت ,خاندان مااست که محل آمدورفت فرشتگان ومحل نزول رحمت خدااست,خداونداسلام راازخاندان ماشروع وافتتاح نموده وتاآخرنیزهمگام باماخاندان به پیش خواهدبرد.

امایزیداین مردی که توازمن توقع بیعت به اوراداری مردی است شراب خواردستش به خون افرادبی گناه آلوده گردیده,اوشخصی است که حریم دستورات الهی رادرهم شکسته وعلناودرمقابل چشم مردم مرتکب فسق وفجورمی گرد.آیارواست شخصیتی همچون من باآن سوابق درخشان واصالت خانوادگی باچنین مردفاسدبیعت کندوبایددراین زمینه شماوماآینده رادرنظربگیریم وخواهیددیدکه کدام یک ازماسزاوارولایق خلافت ورهبری امت اسلامی وشایسته بیعت مردم است

طبری7ص216-218ابن اثیر3/263-264-ارشادمفید/200,مثیرالاحزان/10مقتل خوارزمی/182لهوف ص19

 

 

امام درپاسخ مروان بن حکم که بیعت بایزیدرابه نفع دین ودنیامیدانست

اینک بایدفاتحه اسلام راخواند که مسلمانان به فرمانروایی مانند یزیدگرفتارشده اند آری من ازجدم رسول خدا(ص)شنیدم که می فرمود خلافت برخاندان ابوسفیان حرام است واگرروزی معاویه رادربالای منبرمن دیدیدبکشیدولی مردم مدینه اورادرعرشه ی منبرپیامبر دیدندونکشتندواینک خداوندآنان رابه یزیدفاسق(وبدترازمعاویه)مبتلاوگرفتارنموده است

لهوف ص20,مثیرالاحزان ص10,مقتل عوالم ص53,مقتل خوارزمی1/185

 

امام درکنارقبررسول خدا(ص)

درودبرتوای رسول خدامن حسین فرزندتووفرزندزاده ی توهستم ومن سبط اکبروفرزندشایسته ی توهستم که برای هدایت ورهبری امت,مراجانشین خودقرارداده ایی,ای پیامبرخدااینک آنهامراتضعیف نموده وآن مقام معنوی مراحفظ ننموده اندواین است شکایت من به پیشگاه توتابه ملاقات توبشتابم

مقتل خوارزمی ج1ص186,مقتل عوالم ص54

 

وبازهم درکنارقبررسول خدا(ص)

خدایا این قبرپیامبرتومحمد(ص)است ومن فرزند دخترپیامبرتووبرای من پیش آمدی رخ داده است که خودمی دانی.خدایا!من معروف ونیکی رادوست دارم وازبدی ومنکربیزارم,ای خدای ذوالجلال و کرامت بخش به احترام این قبروکسی که درمیان آنست ازتودرخواست می کنم که راهی رادرپیش روی من بگذاری که موردرضاوخشنودی تووموردرضاپیامبرتو است

مقتل خوارزمی ج1ص186,مقتل عوالم ص54

 

امام درپاسخ محمدحنفیه

ای برادر(توکه برای امتناع ازبییعت یزید حرکت ازشهری به شهردیگرراپیشنهادمیکنی این رابدان که)اگردرتمام این دنیای وسیع هیچ پناهگاه وملجا وماوایی نباشد بازهم من بایزیدبن معاویه بیعت نخواهم کرد.برادرخدابرتوجزای خیردهدکه وظیفه ی خیرخواهی وصلاحدیدخودراانجام دادی وامامن(وظیفه ی خودرابهترازتومی دانم)وتصمیم گرفته ام که به مکه حرکت کنم ,ومن وبرادرانم وفرزندان برادرم وگروهی ازشیعیانم مهیاوآماده ی این سفرهستیم زیرااین عده بامن هم عقیده بوده وهدف وخواسته ی آنان همان هدف وخواسته ی من است واماوظیفه ایی که برتومحول است این است که درمدینه بمانی ودرغیاب من آمدورفت وحرکت مرموزدستیاران بنی امیه رادرنظربگیری ودراین زمینه اطلاعات لازم رادراختیارمن قراربدهی.

مقتل عوالم ص54,خوارزمی1/ص188

 

وصیتنامه ی امام حسین (ع)به محمدحنیفه

بسم الله الرحمن الرحیم.این وصیت حسین بن علی است به برادرش محمدحنفیه.حسین گواهی میدهدبه توحیدویگانگی خداوندوگواهی میدهدکه برای خداشریکی نیست وشهادت می دهدکه محمدبنده وفرستاده ی اواست وآئین حق(اسلام)راازسوی خدا(برای جهانیان)آورده است وشهادت می دهدکه بهشت ودوزخ حق است وروزجزابدون شک بوقوع خواهدپیوست وخداوند همه ی انسانهارادرچنین روزی زنده خواهدنمود

امام دروصیتنامه اش پس ازبیان عقیده ی خویش درباره ی توحید ونبوت ومعادهدف خودراازاین سفراینچنین بیان نمود:

ومن نه ازروی خودخواهی ویابرای خوشگذرانی ونه برای فسادوستمگری ازمدینه خارج میگردم بلکه هدف من ازاین سفرامربه معروف ونهی ازمنکروخواسته ام ازاین حرکت اصلاح مفاسدامت واحیاوزنده کردن سنت وقانون جدم رسول خدا(ص)وراه ورسم پدرم علی بن ابیطالب(ع)است.پس هرکس این حقیقت راازمن بپذیرد(وازمن پیروی کند)راه خداراپذیرفته است وهرکس ردکند(وازمن پیروی نکند)من باصبرواستقامت(راه خودرا)درپیش خواهم گرفت تاخداونددرمیان من واین افرادحکم کندکه اوبهترین حاکم است.وبرادر!این است وصیت من برتووتوفیق ازطرف خدااست براوتوکل می کنم وبرگشتم به سوی اواست.

مقتل خوارزمی ج1ص188/مقتل عوالم ص54

پیشنهادعبدالله بن عمرمبنی برصلح وسازش وبیعت با یزیدوپاسخ امام

اباعبدالرحمان مگرنمیدانی که دنیاآنچنان حقیروپست است که سربریده (انسانی برگزیده وپیامبری عظیم الشان مانند)یحیی بی زکریا به عنوان هدیه وارمغان به فردناپاک وزناکاری ازبنی اسرائیل فرستاده می شود.عبدالله!مگرنمی دانی که بنی اسرائیل (باخدای بزرگ آنچنان به مقام مخالفت برآمدندکه)دراول صبح 70پیامبررابه قتل میرساندندسپس به خریدوفروش وکارهای روزانه خویش مشغول می شدندکه گویاکوچکترین جنایتی مرتکب نگردیده اندوخداوندبه آنان مدتی مهلت دادولی بالاخره به سزای اعمالشان رسیدندوانتقام خدای قادرمنتقم آنهارابه شدیدترین وجهی فراگرفت؟

یااباعبدالرحمان!ازخدابترس ودست ازنصرت ویاری ما برندار!

لهوف ص26/مثیرالاحزان ص20

 

نامه ی امام ازمکه به سوی برادرش محمدحنفیه و سایرافرادبنی هاشم

بسم الله الرحمن الرحیم.ازحسین بن علی به محمدبن علی وافراددیگر خاندان هاشم که درنزدوی هستند.امابعدهریک ازشمادراین سفربرمن لاحق گرددبه شهادت نائل خواهدگردیدوهریک ازشماکه ازهمراهی بامن خودداری ورزدبه فتح وپیروزی دست نخواهدیافت.والسلام

کامل الزیارات ص75

 

نامه ی امام به مردم بصره

امابعد,خداوندمحمد(ص)راازمیان مردم برگزیدوبانبوتش بروی کرامت بخشیدوبه رسالتش انتخاب فرمودسپس درحالیکه اووظیفه ی پیامبری رابه خوبی انجام دادوبندگان خدارا هدایت وراهنمایی نمودبه سوی خویش فراخواند(وقبض روحش نمود)وماخاندان,اولیاواوصیا,وارثان وی وشایسته ترین افرادنسبت به مقام او ازمیان تمام امت بودیم ولی گروهی برماسبقت جسته واین حق راازماگرفتندومانیزباعلم وآگاهی برتفوق وشایستگی خویش نسبت به این افرادبرای جلوگیری ازهر فتنه واختلاف وتشتت ونفاق درمیان مسلمانان وجلوگیری ازچیره شدن دشمنان,برآنچه پیش آمده بود رضاورغبت نشان داده وآرامش مسلمانان رابرحق خویش مقدم داشتیم وامااینک پیک خودرابه سوی شمامیفرستیم  شمارابه کتاب خداوسنت پیامبردعوت می کنیم زیرادرشرایطی قرارگرفته ایم که دیگرسنت پیامبر(یکسره)ازمیان رفته وجای آنرابدعت فراگرفته است اگرسخن(دعوت)مرابشنویدبه راه سعادت وخوشبختی هدایتتان خواهم کرددرودورحمت وبرکت خدابرشماباد.

طبری7/240

 

نامه ی کوفیان به امام وپاسخ امام

نامه ی کوفیان

اینک که معاویه به هلاکت رسیده ومسلمانان ازشروی آسوده شده اندما خودرانیازمندامام ورهبری می دانیم که ماراازحیرت وسرگردانی برهاندو کشتی شکسته رابسوی ساحل نجات هدایت ورهبری نمایدواینک مامردم کوفه بانعمان بن بشیرفرمانداریزیددراین شهربه مقام مخالفت برآمده وهرنوع همکاری رابااوقطع نموده ایم وحتی درنمازوی شرکت نمی کنیم  ومنتظرتشریف فرمایی شماهستیم که آنچه درتوان داریم درپیشبرداهداف شمابکار خواهیم بست وازبذل مال ونثارجان درراه توکوتاهی نخاهیم نمود

پاسخ امام

بسم الله الرحمن الرحیم.ازسوی حسین بن علی به بزرگان وسران اهل ایمان شهرکوفه.امابعد,آخرین نامه ی شمابوسیله ی هانی وسعیدبه دست من رسیدومن به آنچه شمادرنامه های خودتذکروتوضیح داده اید پی برده ام ودرخواست شما دربیشتراین نامه هااین بودکه ماامام وپیشوایی ندارین بسوی ماحرکت کن تاخداوندبوسیله تومارابسوی حق هدایت کند.واینک,من برادروپسرعموی خویش(مسلم بن عقیل)وکسی راکه درمیان خانواده ام بیش ازهمه مورداعتمادمن است بسوی شما گسیل داشتم وبه  اودستوردادم که بااکارشما ازنزدیک آشناشده ونتیجه رابه اطلاع من برساند که اگرخواسته ی اکثریت مردم ونظرافرادآگاه کوفه همان بودکه درنامه های شمامنقکس گردیده وفرستادگان شماحضورابازگونموده اند,من نیزانشاالله عن قریب بسوی شماحرکت خواهم نمود.به خداسوگندپیشوای راستین وامام بحق کسی است که به کتاب خداعمل نموده وراه قسط وعدل راپیشه خودسازدوازحق پیروی کرده وجودخویش راوقف وفدای فرمان خداکند. والسلام.

طبری7/235,کامل ابن اثیر3/267,ارشاد204,مقتل خوارزمی1/195-196

  
نویسنده : ميرعماد ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اسفند ،۱۳۸٢